"من تاريخ را خواندم و خود را وارث وحشتي عظيم يافتم اما توانستم آرام آرام صداي مردمي را بشنوم كه در تاريخ هرگز گفته نشدهاند... دريافتهام كه بابزك ديگران جراحات تاريخي من زيبا نميشود و آنچه را كه ثروت گذشته من است چگونه از چشم من پنهان ميكنند."بهرام بیضایی
"افرا یا زمان می گذرد"
"افرا یا زمان می گذرد" نمایشی انتقادی - اجتماعی آدم های دوران خویش است.افرا نیز به مانند سایر آثار استاد روایت یک داستان مستقیم با بهره گیری جزء به جزء نیست بلکه نمایش نامه ایی بر پایه شخصیت های ماجرا و گاه وارد کردن شخصیت های جدید است.بیضایی در این نمایشنامه محدودیت در روایت را بطور کامل می شکند و به هر کدام از شخصیت های خود وظیفه روایت بخشی از قصه را می پردازد تا مخاطب فقط با یک قصه گو طرف نباشد.مخاطب با یک خالق و چندین قصه گو طرف است و همین عاملی می شود نقش هر کدام از افراد محله در رقم زدن سرنوشت خود و دیگری بصورت زنجیر وار روشن شود.در این شیوه روایت با بیانی عامیانه و تلخ شیوه روایت متفاوتی را می بینیم.استاد برای نیل به مقصود این نوع روایت بالطبع از شیوه مونولوگ استفاده کرده، به نوعی که در نمایش با گفت گو های رودرو طرف نیستیم بلکه هر کدام از شخصیت ها به شرح وقایع رخ داده می پردازند. لذا در بیشتر مونولوگ ها دو فعل "گفت یا گفتم" به وفور یافت می شود.
ادامه مطلب
*متاسفانه تصاویری که در اینترنت داشتم نام شهر و محل دقیق فرودگاه را ننوشته بودند.
**فرودگاه فوق به شخصه برای من یاد آور ورزشگاه براگا در شهر براگا پرتغال است که علاوه بر یک استادیوم فوتبال، یک اثر هنری است.
ادامه مطلب
سه شنبه شب (4/10/1386) دومین شب کنسرت گروه آریان بود که بازهم با لطف یکی از دوستان که بلیط تهیه کرده بود به اتفاق برای دیدن و شنیدن به تالار وزارت کشور رفتیم.
برای خواندن حاشیه و نکاتی از کنسرت ادامه مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب