
فرزاد مؤتمن دوست دارد به فیلمسازی جریان ساز و نوآور تبدیل شود. هر یک از آثارش دارای شاخصههای برای نوآوری و جریانسازی هستند ولی هیچگاه جریان و نوآوری ایجاد شده توسط مؤتمن برای سایر همکارانش جذابیتی در دنبال کردن ندارد. مؤتمن بعد از ساخت تعداد زیادی مستند در هفت پرده شروع بسیار خوبی در سینمای داستانی داشت. هفت پرده میتوانست آغاز جریانی مثبت در سینمای ایران باشد ولی عدم استقبال تماشاگر یا بهتر بگوئیم عدم اکران فیلم موجب شد این حرکت در آغاز به پایان برسد. بعدها در شبهای روشن و باج خور نیز مؤتمن به دنبال تجربههای جدید رفت و میتوان این تجربیات را نیز برای نسبتن موفق دانست. هرچند در جعبه موسیقی مؤتمن نشان داد برای ساخت فیلمهای سفارشی و فیلمهای که برای او دغدغه به شمار نمیروند، حرفی برای گفتن ندارد.
این روزهای صداها آخرین ساخته مؤتمن روی پرده است. صداها به مانند شبهای روشن و باج خور یک مثلث عشقی و به مانند هفت پرده دارای روایت غیر خطی است. در صداها عشق، نفرت و زندگی در کنار فضای خشن و تعلیقوار جنایت، فضای جدیدی است که مؤتمن تجربه میکند. در صداها مؤتمن سعی کرده از اقشار مختلف و گروههای مختلف جامعه نمایندههای قرار داده تا در فضای کوچک یک آپارتمان به عنوان ماکتی از جامعه، کش مکشها و برخوردهای آنها را به نمایش بگذارد.
فیلمنامه خوب عقیقی در کنار ساختار منسجم و بسیار خوب فیلم و بازیها خوب بازیگران تئاتری صداها را به فیلم خوب تبدیل کرده است. فضای کوچک کار به بازیگران و ساختاری نیاز داشته که تماشاگر را آزار ندهد که در این راه انتخاب خوب بازیگران و کارگردانی خوب موتمن در کنار تدوین و فیلمبرداری مناسب فیلم فیلم را موفق کرده است و شاید در این بخش تنها ضعف اثر به بازی ضعیف پگاه آهنگرانی بازگردد.
فیلم صداها نقاط ضعف و قوت زیادی دارد و تصمیم هم ندارم به این نکات در فیلم بپردازم و صرفن با توجه به انتقاداتی که دوستان به فیلم داشتند در اینجا تصمیم داشتم اشاره ای کوچک به این اثر داشته و بگویم از نظر من صداها به لحاظ فرم پیشرفت قابل ملاحظهای برای مؤتمن است، دارای فیلمنامهای خوب است و در روایت و داستانش بسیار هوشمندانه پیش میرود و اگر تغییرات کوچکی در داستان فیلم داده و به خصوص اهمیت بیشتری به نقش صدابردار (میکائیل شهرستانی) داده بود و از او به عنوان شخصی تنها که برای پرکردن تنهائیاش به حرفهای همسایهها گوش میدهد، نقش کلیدیتری ساخته و حتا به عنوان پیونددهنده کلیه شخصیتها در داستان استفاده میکرد به اثری درخشان تبدیل میشد.
در کل صداها شاید شاهکار نباشد ولی در جولانگاه فیلمهای سطح پائین و رکود وحشتناک آثار قابل اعتنا در سینمای کشور، اثری قابل دیدن است!

مازیار میری همیشه به دنبال موضوعات جدید و جسورانه برای ساخت فیلم است که همین نکته موجب شده فیلمهای این فیلمساز به طور معمول با حرف و حدیث فراوانی به نمایش در آیند. میری به دنبال موضوعات ممنوعه می گردد و در میان آثار ممنوعه آثاری را که در جامعه نیز جذابیت دارند، میسازد.
تمام فیلمهای این فیلمساز از این خصوصیت برخوردارند و جسارت در ورود به موضوع ویژگی اصلی کارهای اوست. کتاب قانون نیز به مانند سایر آثار این فیلمساز ورود به حیطه ایست که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. در کتاب قانون ما نگاهی انتقادی بسیار تند به رفتار به ظاهر اسلامی ایرانیان داریم که تمامی آنها اصل دین و یا همان قرآن (کتاب قانون) را کنار گذاشته و خود را درگیر برخی حاشیهها و گاه خرافات دینی کردهاند. فیلمساز به طرز بی رحمانهای در این قصه کل جامعه را خطاب قرار داده و سعی کرده است تلنگری به تمام جامعه بزند. برای ارسال پیام خود به صراحت در بخشهای مختلف نماد قرارداده است تا حرفی از قلم نیفتد. در سفره ابوالفضلی که همه غیبت میکنند، کاسبی که میخواهد مکه برود ولی کم فروشی میکند و موارد بسیاری دیگری که در فیلم به آئینه تمام کامل جامعه ایرانی تبدیل شده است. رخدادهای غریب و تاسفآوری که برای ژولیت (آمنه) در طول روز اتفاق افتاده و موجب رنجش او میشوند اتفاقات روزمرهایست که برای تمامی ما در طول روز و در همین جامعه رخ میدهد و بیاعتنا از کنار آن رد میشویم.
در کتاب قانون میری جامعهای را نشانه گرفته که اصل مطلب را فراموشی سپرده و به حاشیههای بیمنطق آن روی آوردهاند. جامعه مسلمانی که برای تمامی افراد اصل دین که همان کتاب قانون است پدیدهغریب و نامانوس بوده و ناخواسته به مبارزه علیه آن پرداختهاند. این مبارزه زمانی دردناکتر میشود که سعی میکنند با حربه دین و به نام دین به تنها مسلمان واقعی فیلم بتازند و جالب اینکه سردسته این جنگ مدیر جاهل و عقبمانده به ظاهر دیندار است. مدیری که به عنوان شخصیت ارشد کشور در کنفرانسها و جلسات خارجی شرکت کرده و به عنوان نمادی از ایران به جهانیان نشان داده میشود.
در فیلم دو شخصیت سفید یک شخصیت خنثی داشته و مابقی سیاهند. میری جامعه ایرانی را به طور کامل سیاه نشان میدهد. رحمان شوهر ژولیت را خنثی ای که به سیاهی نزدیک تر است و تنها ژولیت تازه مسلمان شده و کوکب را میتوان شخصیتها مثبت فیلم دانست. انتخاب کوکب به عنوان چهره مثبت دارای امیدی است که شاید نسل جدید ایران در این آشفته بازار بتواند کمی با فکر، منطق و مطالعه دریچه واقعیت را به روی نسل بعدی بگشاید. کوکبی که میتواند بعد از مادر شدن فرزندانی تربیت کند که بتوانند درست را از غلط تشخیص دهند.
کتاب قانون در انتقال صریح پیام خود به طور کامل موفق است. آغازی بسیار درخشان داشته و در نیمه اول فیلم دارای ضربآهنگ و ساختاری مناسب است. قصه و خط درام اثر بسیار ساده شکل میگیرد. فضا سازی بسیار خوب بالاخص در بخش لبنانش چشم نواز است و طنز شیرین فیلم از خسته کردن مخاطب جلوگیری کرده و موجب شده تماشاگر با کنجکاوی خوبی داستان را دنبال کند. ولی به مانند تمام فیلمهای پیشین میری از نیمه دوم فیلم ضربه میخورد. طنز تکراری آن دیگر جذابیت ندارد، شخصیتپردازیها از واقعی به فانتزی و کارتونی تبدیل میشوند و قصه فیلم به یک سری پیام و شعار روشنفکرانه اجتماعی تبدیل میشود. همچنین فیلم دارای ضعفهای آشکاری در اجرا و فیلمنامه است. تمرکز زیاد فیلمساز روی سادگی انتقال پیام فیلم و ژولیت موجب شده از شخصیتهای دیگر فیلم غافل بماند. رحمان تنها وسیلهایست برای انتقال ژولیت به ایران و در فیلم بود و نبودش را حس نمیکنیم. شخصیت کلیه زنان خانه رحمان نیز به طور کامل کلیشهای هستند. شاید تا حدودی فقط مدیر رحمان را به توان شخصیتی قابل اعتنا در نظر گرفت. انتخاب بد بازیگران نیز مزید علت شده تا فیلم در بخش پرسوناژها بسیار سطح پائین شود. پرویز پرستوئی که دیگر مدتهاست برای من تمام شده و بازیهایش تکراری و ضعیف است. هیچ ظرافت و نو آوری در کارهایش دیده نمیشود. به نظر میرسد یا با حاج کاظم طرفیم یا رضا مارمولک! در بخشهای پایانی و زمانی که کوکب گریه میکند و تنها انعطاف پرستوئی را شاهد هستیم با اوج ناتوانی این بازیگر در اجرای یکی از مهمترین بخشها درام اثر مواجهیم. هرچند نباید فراموش کرد در این سکانس گریههای اعصاب خرد کن و بازی ضعیف کوکب نیز همان یک ذره تجربه پرستوئی را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
در کل میری در اجرای فنی آثارش هنوز ضعفهای اساسی دارد و همین ضعفها مخاطب را در پایان فیلمهایش بلاتکلیف میگذارد.
فیلم " کتاب قانون" در مجموع اثری قابل احترام است که به کشمکش جالبی بین افرادی که به خاطر داشتن پدر و مادری مسلمان، مسلمان شدهاند و ژولیتی که خود این دین را برگزیده است تبدیل میشود. فیلم جامعه و مخاطب را به طرز عجیبی به چالش میکشد.
مازیار میری به فیلمساز مهمی تبدیل شده است هرچند این اهمیت بیش از اینکه به دلیل ساخت فیلمهای خوب باشد نتیجه جنجال و جدلهائیست که بعد از فیلمهایش بوجود میآید.
ادامه مطلب
دایره زندگی
دایره زنگی فیلم جنجالی جشنواره بیست و ششم فجر بود.این فیلم بعد از یک اکران و بدنبال اختلاف تهیه کننده با مسئولین از ادامه پخش آن جلوگیری شد و همین مورد مخاطبین را کنجکاو به دیدن دست پخت پریسا پخت آور و اصغر فرهادی و یک ردیف بازیگر مطرح سینمای کشور کرد.بلافاصله بعد از جشنواره فیلم مجوز می گیرد و در اولین اکران سال 87 – اکران نوروزی – در بیشتر سینما های مطرح کشور روی پرده می رود!
ادامه مطلب
نگاهی به مستند رومی-شعر اسلام
دو هفته پیش (23 اکتبر)به همت انجمن فرهنگی اتریش و به مناسبت سالروز تولد مولانا جلال الدین رومی شاعر و و عارف بلند آوازه فارسی ، فیلم " رومی –شعر اسلام" با حضور دکتر میشائیل پستل سفیر اتریش در تهران و دکتر هوشنگ الهیاری کارگردان فیلم ،در محل انجمن برگزار شد...
ادامه مطلب
رسول ملاقلی پور در...
برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
طبق آخرین جلسهی شورای صنفی نمایش كه هفتم اسفند ماه در خانهی سینما برگزار شد، فیلمهای « خونبازی » رخشان بنیاعتماد، « اخراجیها » مسعود دهنمكی، « مهمان » سعید اسدی و « شب بخیر فرمانده » انسیه شاهحسینی قرار دادهایشان را برای نمایش ثبت كردند.
برای ادامه ،روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب

