دعوت
حاتمیکیا هیچگاه فیلمساز محبوب من نبوده است. برخی از فیلمهایش را دوست دارم که همگی به قبل از آژانس شیشه ایی بر میگردند. به هر حال وی فیلمساز مهمی در سینمای ایران است. فیلمهایش در تاثیر آنی بر مخاطب بسیار خوب عمل میکند هرچند بعدها مخاطب با بررسی پیام فیلمهایش دچار تناقض های فراوانی میشود. این بار ابراهیم حاتمی کیا به عنوان یک فیلمساز اجتماعی سراغ موضوع جسورانهایی رفته است. دعوت روایت 5 قصه از پنج زوج مختلف که زنان این زوجها ناخواسته(؟) و ندانسته(؟!!) بار دار شده و بدلیل عدم آمادگی یکی از طرفین در پذیرش چنین موقعیتی بدنبال سقط جنین میروند، است.
حاتمیکیا برای آخرین فیلمش ساختاری اپیزودیک در نظر گرفته و پنج داستان مستقل را با دو شخصیت ثابت –متخصص سونوگرافی و دکتر زنان- روایت میکند. هر پنج قصه با یک تلفن از آزمایشگاه مبنی اینکه "پاسخ آزمایش شما مثبت و شما حامله اید!" شروع میشود. جالب اینکه هر پنج زوج به دلایلی غیر از تست حاملگی آزمایش داده و همه آنها از شنیدن این خبر غیر منتظره شوکه میشوند. در اپیزود اول یک سوپراستار سینمایی احساس میکند با حاملگی ممکن است جایگاه اصلی خود در سینما را از دست دهد، لذا به دنبال سقط جنین میرود. از طرفی همسرش به شدت علاقمند به داشتن فرزند است از این رو جدالی عجیب بین این زوج برای حذف یا حفظ جنین آغاز میشود. زن آشکارا با انجام فعالیت های سخت مانند سوارکاری و اسکی در حضور مستمر شوهر خود به دنبال خلاص شدن از دست جنین است. اپیزود اول با داستان غیر ملموس و رفتارهای اغراقآمیز زن و شوهر و بازی بسیار نازل بازیگران به خصوص شریفینیا و سیامک انصاری به پایان میرسد. انصاری توجیه نشده است فیلم سینمایی جدی با سریال های طنز تلویزیونی متفاوت است (یا توانش در همین حد است). مهناز افشار نیز بسیار بی روح است. کلن اپیزود اول ضعف در پرداخت داشته و به هیچ وجه نتوانستم با آن ارتباط برقرا کنم.
اپیزود دوم را در حد نازلترین کارهای تلویزیونی دیدم. داستان زوج شهرستانی که بازهم زن ناخواسته! باردار شده است. شخصیتهای نچسب قصه در کنار لهجه و بازی اغراق آمیز بازیگران اپیزودی سطح پائین را پدید آورده است. قصه این اپیزود و حضور زوج شهرستانی در منزل خانم پولدار یک قصه بیمنطق به سبک فیلم های هندی شده است. در چنین فیلمی که قصد دارد جدی به مسایل اجتماعی بپردازد این اپیزود رویایی وصله ناجور است. پایان ضعیف اپیزود فقط این سوال را در ذهن ایجاد می کند فیلمساز در کجا و چه تاریخی زندگی می کند؟اپیزود سوم که قصه زنی سن بالاست که همزمان با دخترش بازهم ناخواسته! حامله میشود بهترین اپیزود فیلم است. قصهایی پر کشش، شخصیتهای باور کردنی و داستانی قابل لمس از نقاط مثبت این اپیزود است. بازی خوب گوهر خیراندیش و انعطاف پذیریاش در مواجهه با شرایط مختلف (دقت کنید به بازی این هنرمند در ابتدای اپیزود، حضورش در اتاق سونوگرافی و رفتار با فرزندانش ) قابل توجه است. دیالگ های قابل باور و موقعیت قابل درک فیلم این اپیزود را به بهترین اپیزود فیلم تبدیل کرده است. شاید مهمترین ضعف این اپیزود بازی اغراق آمیز رضا بابک باشد. ضمن اینکه پایان این اپیزود نیز قابل باورترین پایان فیلم است.
اما در اپیزود جهارم به نظر می رسد گروه نویسندگان و فیلمساز خود به درک روشنی از رخدادهای این اپیزود نرسیده اند. در طول فیلم کتایون ریاحی، که در تمام اپیزودها حضور دارد، را خیلی دوست داشتم ولی دلیل تصمیم به سقط جنینش در اپیزود چهارم را درک نکردم. همانقدر تصمیم او برایم عجیب بود که دلیل همسرش برای خیانت. این اپیزود آشفته ترین اپیزود فیلم بود.
در اپیزود پنجم حاتمیکیابه موضوعی که پیش از این نیز بارها در مورد آن در سینمای ایران صحبت شده میپردازد. موضوع عکسالعمل مرد در قبال تولدبچه در زمان صیغه کوتاه مدت!(شوکران را یادتان است؟) در این اپیزود بازی نسبتن خوب مریلا زارعی در نقش یک زن بی پناه که پیش از این دچار نازایی بوده و به طور ناگهانی حامله می شود داستان را قابل درک و باور میکند. ولی در کنارش حضور فرهاد قائمیان با بازی تصنعی اش و نوع تعقیب و گریز این زوج، میزان تاثیر گذاریش بر مخاطب را کاهش داده است.

در کل فیلم دعوت دارای نقاط ضعف و قوتی است. در تمام اپیزودها تمرکز فراوان روی شخصیت زنان عاملی شده است که شخصیت پردازی مردان بسیار سطحی شوند. شاید اگر بحث باردار شدن زنان دو طرفه نبود فیلمساز مردها را هم از فیلم حذف می کرد اتفاقی نمیافتاد!تمام اپیزودها مشکل فنی و محتوایی در پایان دارند. پایان اپیزودها به هیچ وجه همسو با روایت اپیزود نیست. فیلمساز تلاش قابل تقدیری کرده است که روایتش از فیلم صرفن بیان موضوع باشد و قضاوت نکند. ولی با توجه به نوع دیدگاه مذهبی حاتمی کیا، در تمام اپیزودها به سقط جنین با نگرش منفی نگاه میشود. بازی بازیگران مرد فیلم همه ضعیف است. دیالگ های و بازی تصنعی فرهاد قائمیان در کنار لهجه به شدت اغراق آمیز فروتن و بازی تلویزیونی سیامک انصاری که همگی ناشی از شخصیت پردازی آنها می شود به فیلم لطمه زده است. در بخش فیلمنامه به نظر می رسد فیلمساز و گروه نویسندگان تمام فکر خود را روی تحقیق در مورد اصل موضوع متمرکز کرده و از این رو از خط درام مناسب داستانی و گره های فیلمنامه ایی و جذابیت های داستانی برای حفظ مخاطب غافل شده اند ولی باید عنوان کرد نگرش کلی اثر به موضوع قابل احترام بود.
یکی دیگر از مشکلات فیلم همانطور که عنوان شد پایان هر اپیزود بود. پایان اپیزودها علاوه بر ضعف در داستان تدوین های بسیار بدی هم داشت. پرشهای بی مورد پایانی دلیل خاصی برای آن نیافتم.
فیلم دعوت یک فیلم جسورانه و قابل اعتنا از حاتمیکیاست. با تمام ضعف هایش حرف برای گفتن دارد. شاید انتخاب نگاه واقعی تر به موضوع اصلی فیلم، آن را اثری برجسته نیز میکرد. همچنین میتوانست با جابجایی اپیزودهای اول و دوم و با سه اپیزود آخر و یا حتا حذف یکی از دو اپیزود ابتدایی، از همان ابتدا نگرش مخاطب را منفی نکند. البته حضور فراوان بازیگران مشهور در اثر میتواند در جذب مخاطب برای این فیلم موفق عمل کند.
در پایان دوست داشتم به موسیقی ضعیف و به قولی روی اعصاب علیقلی نیز اشاره کنم. موسیقیهای تکراری این آهنگساز خوب کشورمان و حضور پررنگ آنها در فیلمهایی که کار میکند به یک معضل تبدیل شده است. به نظر میرسد فیلمساز تمام سعی خود را برای جبران ضعف های دراماتیک اثر خود با استفاده از موسیقی کرده است. که البته در بسیاری از بخشها حذف موسیقی فرصت تامل بیشتری به مخاطب میداد.
از خودم چه بگویم؟ بگذارید زمان قضاوت کند. در گردونهی سوگهای طنزآمیز زندگی، رسیدهام تا اینجا، به انتظار شوخیهایی که در راه هستند، با بود و نبود انسان...