"من تاريخ را خواندم و خود را وارث وحشتي عظيم يافتم اما توانستم آرام آرام صداي مردمي را بشنوم كه در تاريخ هرگز گفته نشده‌اند... دريافته‌ام كه بابزك ديگران جراحات تاريخي من زيبا نمي‌شود و آنچه را كه ثروت گذشته من است چگونه از چشم من پنهان مي‌كنند."بهرام بیضایی

"افرا یا زمان می گذرد"

"افرا یا زمان می گذرد" نمایشی انتقادی - اجتماعی آدم های دوران خویش است.افرا نیز به مانند سایر آثار استاد روایت یک داستان مستقیم با بهره گیری جزء به جزء نیست بلکه نمایش نامه ایی بر پایه شخصیت های ماجرا و گاه وارد کردن شخصیت های جدید است.بیضایی در این نمایشنامه محدودیت در روایت را بطور کامل می شکند و به هر کدام از شخصیت های خود وظیفه روایت بخشی از قصه را می پردازد تا مخاطب فقط با یک قصه گو طرف نباشد.مخاطب با یک خالق و چندین قصه گو طرف است و همین عاملی می شود نقش هر کدام از افراد محله در رقم زدن سرنوشت خود و دیگری بصورت زنجیر وار روشن شود.در این شیوه روایت با بیانی عامیانه و تلخ شیوه روایت متفاوتی را می بینیم.استاد برای نیل به مقصود این نوع روایت بالطبع از شیوه مونولوگ استفاده کرده، به نوعی که در نمایش با گفت گو های رودرو طرف نیستیم بلکه هر کدام از شخصیت ها به شرح وقایع رخ داده می پردازند. لذا در بیشتر مونولوگ ها دو فعل "گفت یا گفتم" به وفور یافت می شود.

افرا یک نمایشنامه ساده است.استاد سعی نکرده است با پیچیدگی های زیاد روایی مخاطب را در گیر گره های مختلف داستانی کند .یک سرقتی اتفاق می افتد که بسیار سریع هم نتیجه آن مشخص می شود.لذا ما به عنوان مخاطب درگیر شخصیت ها و نوع ارتباطشان می شویم و دنبال کردن قصه در اولویت دوم قرار می گیرد.افرا سزاوار دختر 20 ساله ایی که معلم است نماد پاکی و معصومیت است.خانم شازده بدرالموک برای آموزش به پسرش چلمن میرزا افرا را به عنوان معلم سرخانه استخدام می کند در این بین با دل بستن چلمن میرزا به افرا ،خانم شازده از افرا خواستگاری می کند و افرا برای رد این درخواست نامزد بودن با پسر عموی مهندس خیالی خود را بهانه می کند...

نمایش نامه برخلاف بسیاری از آثار استاد در زمان معاصر می گذرد.بیضایی تصویری بی نقص از یک محله که می تواند جزء کوچکی از جامعه باشد را خلق می کند.مخاطب به راحتی می تواند آدم های محله را در اطراف خود و در زندگی واقعی پیدا کند.

افرا قصه خود خواهی غرور ما انسان ها است.روایت تلخی از برخوردهای ما سایر افراد جامعه است.روایت اگر همیشه خوب باشیم تاوان دارد، است.در زمانی که خانم شازده افرا را دزد معرفی می کند، افرا حتی اعتراف نمی کند هدیه ها را از چه کسی گرفته است و در پاسخ به سرکار خادمی که از او می پرسد افرا چرا زودتر نگفتی هدایا را از کجا گرفته ای پاسخ می دهد "یعنی باید می گفتم؟"افرا قصه قربانی کردن افراد جامعه با امیال ماست.امیالی که گاه با غرور و حسادت (خانم شازده) و گاه با عشق کورکورانه (حمید شایان/دوپرخه ساز)  باعث به انزوا رفتن و گاه نابود شدن افراد معصوم جامعه می شود.و استاد چقدر تلخ این نگرش را روایت می کند و هشداری بس دردناک را می دهد.سرکار خادمی نماد سادگی و راستی و به عنوان انسانی خوش بین که تمام افراد جامعه را خوب می بیند، روزهای آخر خدمت خود را طی می کند، افرا با تهمت هایی که خورده است حتی قیچی را برداشته تا خودکشی کند، مادر افرا درمانده شده است و تمام این شخصیت های ساده و خوب روز های آخر خود را طی می کنند آیا هدف استاد به پایان رسیدن عمر سادگی و بی آلایشی در دنیای اطراف ماست؟در پایان قصه افرا خرد شده است، سرکار خادمی از جامعه می رود ولی اقدامی صاحب فروشگاه که جنجال را شروع می کند فقط تعدادی از مشتریان قدیمی را از دست می دهد و آیا این نابرابری در تنبیه اجتماعی نیست که در جامعه خوب ها را قربانی می کند؟این نمایش نامه 125 دقیقه ایی تلنگری کوچک به ما و دنیای اطراف ماست.نمایش نامه تلخی که حتی با پایان به ظاهر خوش و افسانه ایی خود که توسط شخصیت نویسنده تغییر می یابد، نمی تواند از تلخی آن بکاهد.

در افرا بازیهای مستحکم بازیگران بسیار چشمگیر است .بالاخص مرضیه برومند که در نقش خانم شازده بازی بیادماندنی را اجرا می کند .در کنار او نیز سایرین بازی های خوبی ارایه می دهند.افشین هاشمی در نقش چلمن میرزا، حسن پورشیرازی در نقش اقدامی صاحب فروشگاه و...مژده شمسایی نیز پس از این همه سال هنوز دچار این شک و شبهه ام که یک بازیگر بسیار بزرگ و توانمند تئاتر و سینماست و یا بازیگری است که خیلی بازی می کند!ولی به هر حال چون استاد او را دوست دارد من هم  مژده و بازیش رادوست دارم.

 

چند نکته:

1.نمایش افرا از 12 دی در تالار وحدت آغاز شده است که جمعه 22 ام با لطف عرفان عزیز موفق به دیدن آن شدم.تا فرصت هست شما هم آن را از دست ندهید.

2.پایان تلخ نمایش نامه با جمله ایی جالب از سوی شخصیت نویسنده در داستان همراه می شود.در جایی که نویسنده می گوید:چه اتفاق جالبی است که نمایش نامه های من را متفق القول راست و چپ رد می کنند.جالب است در این موضوع با یکدیگر هم عقیده اند!

3.بیضایی 2 سال پیش افرا را در جشن خانه سینما روخوانی کرد در میان روخوانی اشک او سرازیر می شود.

4.در پایان نمایش و طبق رسم معمول همه هنرمندان مورد تشویق قرار گرفتند و بالطبع مژده شمسایی و مرضیه برومند بیش از دیگران ولی تشویق واقعی زمانی بود که خود استاد به روی سن رفت و در وسط هنرمندان قرار گرفت.

5.با دیدن هر اثر از بیضایی (نمایش یا فیلم) دچار پارادوکس می شوم.به راستی کم کاری بیضایی مثبت است یا منفی؟

6.تالار وحدت در کلیه اجرا های افرا تاکنون، تمام بلیط هایش به فروش رفته است.

7.اسامی در آثار بیضایی بسیار هوشمندانه انتخاب می شوند و خود یک شخصیت پردازی است.افرا سزاوار، سرکار خادمی، اقدامی و... هیچ گاه نمی توانم نام ناصر معاصر در سگ کشی را فراموش کنم.(پیروز از جنس امروز!)

8.در افرا:مژده شمسایی، مرضیه برومند، حسن پورشیرازی، سهیلا رضوی، مهرداد ضیایی، هدایت هاشمی، بهرام شاه محمدلو، افشین هاشمی، رحیم نوروزی، ومحمدرضا زادسرو(در نقش برنا سرفراز) هنرنمایی می کنند.

9."افرا یا روز می گذرد" نمایش نامه ساده ایست  که نیاز به تحلیل و نقد ندارد و فقط باید آن را دید.

10.نمیدانم چرا عده ایی بی دلیل به  اجرای افرا انتقاد می کنند.مفهوم اینکه یک هنرمند یک کارش از قبلی ضعیف تر است را درک نمی کنم.به هر حال هر هنرمندی یک شاهکار دارد.حتی اگر همه آثارش شاهکار باشند یکی شاهکار تر است ولی اینکه همه آثارش را با شاهکارش بسنجیم برای من غیر قابل درک است.

11.بیضایی افرا را به مرحوم اکبر رادی پیشکش کرده است.