این روز‌ها ادبیات معاصر آلمان در ایران جایگاه ویژه‌ایی در میان طرفداران کتاب پیدا کرده است. همانطور که از نویسندگان بزرگی مانند توماس‌مان و گونتر‌کراس استقبال می‌شود آثار نویسندگان جوان و ناشناس (در ایران)  ادبیات آلمان نیز مورد استقبال عموم قرار گرفته است. ادبیات آلمان همگام با سایر  بخش‌های این کشور مانند سینما، ورزش، و ...، از اوایل دهه 90 دچار تحول شده و از اواخر آن به اوج می‌رسد. ظهور نویسندگان جوان و توانمندی مانند یودیت هرمان، یولیا فرانک، اینگو شولتسه، زیبیله برگ، هارتموت لانگه، پتر بیکسل، یولی تسه، مارتینا هفتر، اووه تیم ( هر چند اووه تیم سن زیادی دارد ولی آثارش در دو دهه اخیر مطرح شده) که در میان آنها زنان حضور پررنگی دارند موجب توجه بیشتر به ادبیات آلمان شده است.

یولی تسه

این نویسندگان جوان که با الهام از ذائقه و تفکرات نسل جدید مردم آلمان می‌نویسند به سرعت جای خود را میان بزرگان ادبی باز کردند. این نسل جدید با استفاده از مفاهیمی مانند سرگشتگی، سرخوردگی، عدم توانایی ارتباط با دیگران، بیگانگی، تنهایی، نگرش متفاوت به جنگ و دوران نازیسم و ... سعی در روایت قصه‌های روزمره دارد.نویسندگان معاصر بر خلاف بزرگان کلاسیک آلمانی از بیان پیچیده و رؤیاگونه قصه‌ها اجتناب کرده و صرفن به بیان برخی اتفاقات روزمره و کاملن رئال می‌پردازند. در داستان‌های نسل‌جدید قهرمان به معنای قهرمانان قصه‌های کهن حضور ندارند بلکه شخصی که مخاطب به راحتی با آن همذات‌پنداری می کند قهرمان است. شخصیت اصلی تمام قصه‌های دچار ضعف‌های فراوان انسانی است و همین موجب می‌‌شود خواننده در خلوت خود، بتواند ارتباط فکری بیشتر با قصه برقرار‌کرده و حتا گاه حضور خود را در قصه پررنگ ببیند. میزان رئال بودن آثار این نویسندگان به حدی است که گاه نویسنده صرفن به بیان رفتارهای روزمره یک شخصیت پرداخته و به کنکاشی در زندگی فردی و اجتماعی مردم آلمان به طور خاص و دنیا به طور عام می‌پردازد.

یودیت هرمان

همچنین نوع نگاه  متفاوت نویسندگان معاصر به دو رویداد مهم  قرن اخیر آلمان – جنگ جهانی دوم  و حکومت کمونیستی شرقی– موجب آشکار‌شدن بخش‌هایی پنهانی از این دو رویداد مهم شده است. معمولن در آثاری که در مورد جنگ جهانی دوم نوشته می‌شود هیتلر و نازی‌های به نقد کشیده می‌شوند ولی نویسندگان معاصر نگاه وسیع‌تری داشته و مردم آلمان را در این جنایات شریک می‌دانند. آنها در کنار تقبیح جنایات نازی‌ها به نقد مردم آلمان نیز پرداخته و نازی‌ها را موجودات خارجی ندانسته و آنها را بخشی از مردم آلمان می‌دانند که همین موجب شرمندگی آنها در روایت این بخش از تاریخ شده است.  نکته دیگر در آثار معاصر و مدرن آلمانی‌ها این است که علاوه بر انتقاد به نازیسم، کمونیسم شوروی را دیدگاهی بهتر از نازیسم نمی‌دانند. همچنین جالب است بسیاری از نویسندگان نسل جدید یا در آمریکا تحصیل کرده و یا برای چند سالی در ایالات متحده حضور داشته‌اند ولی در آثار آنها برای من نوع نگاه این نویسندگان به آمریکا و تفکر آمریکایی  بسیار در لفافه است.

نوشتن در مورد ادبیات معاصر آلمان نیاز به مطالعه فراوانی دارد و با توجه به کتابهای فراوانی که از این نویسندگان در ایران چاپ شده است، بهترین راه شناخت این نویسندگان خواندن کتاب‌هایشان است (چشم بسته غیب می گم!).

ذکر این نکته ضروریست که در شناخت ادبیات معاصر آلمان، بدون شک خود را مدیون استاد بزرگوار دکترسیدمحمود حسینی‌زاد می‌دانیم. ایشان با جسارت مثال‌زدنی که داشتند همت کرده و بیشتر نویسنده‌های جوان را به علاقمندان ایرانی معرفی کردند. بی‌شک ترجمه‌های درخشان ایشان از مهمترین دلایل حضور موفق این ادبیات در ایران است.

 1.حمایت از هیچ (نویسنده:هارتموت لانگه و برگردان سیدمحمود حسینی‌زاد)

حمایت از هیچ با عنوان اصلی Italienische Novellen مجموعه داستانی از هارتموت لانگه نویسنده بزرگ آلمانی است.این کتاب مشتمل بر سه داستان کوتاه است. هر کدام از این داستان‌ها به تنهایی دارای ارزش‌های فراوان ادبی و معنایی هستند."درون مایه‌ی غیبت سایه‌ی خود را بر تمام داستان‌ها انداخته است.در داستان پلاکارد،  مدیر آلمانی یک بانک، همچنان که در پارکی در وین قدم می زند نامش را در فهرست گمشده‌ها اضافه می‌کند، و بدین ترتیب خروج خود را از زندگی ملالت بارش رقم می زند .در داستان مستاجر جدید، مستاجر جدید با آمد و رفت‌های اسرارآمیزش، ذهن مدیره‌ی پیر ساختمان را تسخیر می کند و در داستان حمایت از هیچ، بیماری پسری با استعداد و ضعف خانواده در برقراری ارتباط با او به اوج هولناکی می‌رسد." 

هارتموت لانگه با توجه به تحصیلات سینمایی که دارد با روایت تکان‌دهنده‌ی خود تصاویر عجیبی در ذهن خواننده پدید می‌آورد. همانطور که در بالا و به نقل از پشت جلد کتاب عنوان شد کتاب دارای سه قصه است. در میان این سه داستان  بدون شک تکان‌ دهنده‌ترین و برجسته‌ترین آنها "حمایت از هیچ" است. بعد از خواندن حمایت از هیچ تا مدت‌ها "آنتونیو" در ذهنتان باقی می‌ماند و به جدال‌ و کش‌مکش‌های پدر و مادر آنتونیوی بیمار با فرزندشان فکر خواهید کرد.

هارتموت لانگه

این کتاب را دوست فرهیخته‌ایی به من معرفی کرد و بعد از خواندن آن همیشه خود را مدیون این بزرگوار  می‌دانم.

حمایت از هیچ

نویسنده:هارتموت لانگه

برگردان:س.محمود حسینی زاد

انتشارات کاروان

چاپ 1384

150 صفحه

2.مثلاً، برادرم (نویسنده اووه تیم ترجمه سید محمود حسینی زاد)

اووه تیم

کتاب مثلاً، برادرم با عنوان اصلی Am Beispiel meines Bruders روایتی واقعی از جنگ‌جهانی دوم است.اووه تیم، نویسنده کتاب، با مراجعه به یادداشت‌های روزانه برادرش، کارل، که داوطلب خدمت در اس.اس شده و در بیمارستانی در شوروی (در منطقه‌ایی در اکراین فعلی) کشته می‌شود بخش‌های پنهانی از جنگ را در ذهن مخاطب خلق می کند. هرچند نویسنده به طور مستقیم کتابش را بر اساس یادداشت‌های برادر بزرگتر خود می‌نویسد ولی باید عنوان کرد که مثلاً، برادرم بیش از آنکه به جنگ تعلق داشته باشد به انسان‌ها و بازماندگان بعد از جنگ تعلق دارد.

مثلاً، برادرم به مانند قصه‌های رایج نیست. از سویی به سرگذشت خانواده‌ایی می‌پردازد و از این نظر به آثار بزرگی مانند خانواده‌تیبو (روژه‌مارتن دوگار) و صد‌سال تنهایی (گابریل‌گارسیا مارکز) نزدیک است و از سویی دیگر نثر گزارش‌گونه کتاب آن را از حیطه یک رمان خارج کرده و بیشتر به یک مقاله یا گزارش شبیه کرده است. در کتاب تیم یک نسل از آلمان را که خود نیز جزئی از آن است به چالش می‌کشد. چالشی که بدون شعار‌های همیشگی جنگ به بررسی روانشناختانه خانواده‌ها آلمانی در طول جنگ می پردازد.کتاب بسیار منقلب کننده است. از همان ابتدا مخاطب را به چالشی عجیب می‌کشاند. (به قول محمود عزیز مدتها بود هیچ اثری چنان ذهن من را به چالش نکشیده بود.)

کتاب با پرسش‌های مختلف چرایی جنگ پیش می‌رود و تا پایان نیز نمی‌تواند به دلیل منطقی برسد. در بخشی از کتاب در سخنرانی مشهوری  هاینریش هیملر (رهبر اس.اس و معروف به دست‌راست هیتلر) می‌گوید:

"این یک مبارزه ایدئولوِژیکی و یک مبارزه نژادی است. در یک سوی ناسیونال سوسیالیسم ما ایستاده، یک جهان‌بینی بنا شده بر ارزش‌های خونی ژرمنی شمالی.در یک‌سو دنیایی که ما قصد بنای آن را داریم: زیبا، اخلاقی، توام با عدالت اجتماعی، شاید در مواردی نواقصی باشد، اما در مجموع دنیایی است بانشاط، زیبا، سرشار از فرهنگ، مثل همین آلمان خودمان. در سوی دیگر یک ملت 180 میلیونی ایستاده، مخلوطی از روس‌ها و ملیت‌هاییکه حتی اسم‌شان را نمی توان تلفظ کرد و ظاهرشان چنان است که می‌توان بدون هیچ رحم و ترحمی همه‌شان را در جا تیرباران کرد."(13 ژوئیه 1941 سه هفته بعد از ورود ارتش آلمان به شوروی)

کارل در خانواده موجودِ مقدسی است. تمام خانواده با دیده احترام به او می‌نگرند. از کارل در ذهن خود انسانی آرمانی ساخته‌اند. اووه تیم تمام تلاش خود را برای شناخت برادر انجام می‌دهد. ولی در برابر سوال دلیل حضور کارل در جنگ و تشویق های پدر و مادرش برای حضور کارل در جنگ همیشه جوابی کلیشه‌ایی "او نمی‌خواست از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند" مواجه می‌شود. ولی تیم به دفاع از حضور برادرش در جنگ نمی‌پردازد و حضور او را در جنگ نفی می‌کند. اووه تیم سعی می‌کند رفتار کارل را به چالش بکشد ولی مشخص است هنوز بعد از گذشت بیش از 50 سال از مرگ کارل، سایه او بر ذهن اووه تیم سنگینی کرده و اغراق نیست بگوییم هنوز از خاطره برادر خود ترس داشته و هنوز به لحاظ روانی جسارت آن را ندارد که به انتقاد صریح از برادر بپردازد. ولی بیان صادقانه و صراحت لهجه تیم در مورد رفتارهای خانواده و بالاخص پدرش خواندنی است. پدر تیم نماد یک آلمانی متعصب است.

کتاب مثلاً، برادرم بسیار تلخ است در بخشی از کتاب به نقل از یادداشت‌های یکی از  ژنرال‌ها می‌خوانیم:

"خشونت ویرانگر جنگ را تازه زمانی حس می‌کنی که به جزئیات یا سرنوشت‌های بشری بپردازی. قطعاً بعد‌ها می توان کتاب‌ها در این باره نوشت. در شهرها تقریباً دیگر کسی دیده نمی‌شود. در روستاها فقط زن‌ها و بچه‌ها و پیرها مانده‌اند. بقیه، همه از خانه و کاشانه آواره شده، در سرزمین پهناور روسیه سرگردان دور خود می‌چرخند، به گفته اسیرها، در ایستگاه‌های راه‌آهن روی هم تلنبارند و از سربازها لقمه‌ای نان گدایی می‌کنند. تصور می‌کنم تعداد کشته‌شده‌ها در جنگ برابر تعداد قربانی‌هایی است که جنگ با بیماری و از پاافتادگی از این ریشه کن‌شده‌ها گرفته است."

هر چند کتاب با یادداشتهای کارل شروع می شود. ولی در ادامه به تاثیر نوشته‌ها و جنگ بر خانواده و جامعه آلمانی می‌پردازد و با این جمله که به نظر می‌رسد آخرین جمله‌ایست که کارل قبل از مرگش برای خانواده می‌نویسد به اتمام می‌رساند:

"در این‌جا یادداشت‌هایم را تمام می‌کنم، چون به نظرم معنی ندارد وقایعی به این وحشتناکی را که گاهی اتفاق می افتد ثبت کنی."

پایانی واقعی و دردناک که کل کتاب را در خود خلاصه می کند.

در مثلاً، برادرم به دنبال قصه‌ایی سرراست و روایت مستقیم نباشید. همانطور که عنوان شد کتاب را حتا می‌توان از دسته رمان خارج کرد. کتاب تلنگری به جامعه جهانی برای رویدادهایست که طی قرن گذشته گذرانده و همانطور که در پشت جلد به نقل از منتقد شبکه دو آلمان عنوان شده است:

"کتابی بسیار تکان‌دهنده.بزرگترها باید آن را بخوانند تا از یاد نبرند و جوانترها برای آن که بر حذر بمانند."

مثلاً، برادرم

نویسنده:اووه تیم

مترجم:س.محمود حسینی‌زاد

نشر افق

چاپ 1387

168 صفحه

۱.خلاصه داستان کتاب حمایت از هیچ به نقل از پشت جلد کتاب است.با توجه به ناتوانی خود در بیان خلاصه داستان و رسا‌بودن خلاصه پشت جلد از آن استفاده کردم.

۲.این پست قرار بود به معرفی 4 کتاب اختصاص داشته باشد.کتاب "حمایت از هیچ" و "مثلاً، برادرم" را در این پست، کتاب‌های "گذران روز" و "کنار رودخانه ادر" را به زمانی دیگر موکول می‌کنم. (البته من توصیه می کنم شما خواندن آنها را به  زمانی دیگر موکول نکنید به‌خصوص گذران‌روز)

۳.پنجشنبه شب نمایش "رویای شب نیمه تابستان" را در تالار مولوی دیدم. بسیار اجرای دلنشین و خوبی بود.

۴.ترجمه کتاب مثلاً، برادرم بسیار عالی بود. تعاملات دکتر حسینی‌زاد با اووه تیم موجب شده مخاطب فارسی زبان هم کاملن با لایه‌های گنهان اثر آشنا شود. ولی متاسفانه کیفیت چاپ بسیار نازل بود. سوای ضعف فراوان در ویرایش، و غلط‌های فراوانی که داشت کیفیت چاپ نیز پائین بود.