خودمانی در مورد سریال آناتومی گری
این روزها یا بهتر بگویم این شبها معتاد به دیدن سریال جذاب آناتومیگری شده ایم. این درام زیبای پزشکی که از سال 2005 از شبکه ABC شروع به پخش کرده کماکان از پربیننده ترین مجموعههای تلویزیونی آمریکائیست. قصه آناتومیگری در فصول اول در خصوص 5 انترن پزشکی (جورج,ایزی, کریستینا, مردیت و الکس), 3 متخصص جراحی (دکتر برک, دکتر ادیسون مونتگمری شپرد و دکتر شپرد) یک جراح (بیلی معروف به نازی) رئیس بیمارستان و چند پرستار است که در هر اپیزود با ورود چند بیمار به بیمارستان قصه رابطه این افراد یکدیگر با درمان بیمارها گره خورده و درامیجذاب و بسیار پر کشش را خلق میکند.

شخصیتهای خلق شده در این مجموعه تلویزیونی در عین سادگی هر کدام دارای پیچیده گیهای خاص خود بوده و تفاوت رفتاری در مواجهه با اتفاقات این درام را جذاب کرده است.
نام این سریال دو پهلوست از سوی نام شخصیت اصلی و راوی داستان دکتر مردیت گری فرزند یک جراح مشهور است و از سوی دیگر با دقت جالبی نام منبع اصلی درس آناتومیدانشجویان پزشکی کتاب مشهور آناتومیگری نوشته هنری گری, که بیش از 150 سال است به عنوان مرجع درسی مورد استفاده قرار میگیرد میتواند منظور از نام سریال باشد.
در این مجموعه تلویزیونی با وفور مثلث و حتی مربعهای عشقی مواجهیم. به طور مثال میتوان به رابطه مارک, ادیسون, درک و یا مردیت, جرج, درک و مارک همچنین الکس, ایزی, بیلی و ... اشاره کرد.
جدای از ساختار فنی و فرم بسیار منسجم این مجموعه تلویزیونی برجستگی اصلی این مجموع در شخصیت پردازی و بازی بازیگران است. شخصیت پردازی عالی که حتی در نکات ریز نیز برجسته در کنار بازی بسیار درخشان تمام بازیگران در کنار کارگردانی عالی موجب شده حتی ساده ترین قصهها و روابط در این سریال بسیار زیبا و برجسته به نظر آید.
این سریال بر پایه شخصیت بناشده است و شخصیتهای اصلی کثیری دارد که اگر بخواهیم کوتاه از برخی شخصیتها را بگوئیم, میتوان گفت:
دکتر ریچارد وبر: رئیس بیمارستان. شخصی که موقعیت و درآمد بیمارستان برایش در اولویت همه برنامهها قراردارد. در زندگی خصوصی نیز از دوران جوانی عاشق دکتر لکسی گری مادر مردیت بوده ولی به دلیل تعهد به همسرش رابطه خود را با او به اتمام رسانده ولی با بستری شدن دکتر گری در آسایشگاه به دلیل ابتلا به بیماری آلزایمر و بازگشت ذهنی دکتر گری به دوران عاشقی با دکتر وبر, دکتر وبر نیز از زنده کردن این خاطرات ناخشنود نیست.
دکتر پریستون برک: جراح و متخصص زبده, مغرور و جاه طلب. به دنبال جانشینی دکتر وبر است. در کار خود یک متخصص تمام عیار و در رفتار با بیمارانش حرفه ای است. دارای زندگی خصوصی دو وجهی است وجهه بیرونی انسانی خشک و بدون احساس ولی در وجهه درونی هنرمند نوازنده, بسیار با احساس ومنظم. به طرز عجیب و جالبی عاشق کریستینا یانگ یکی از انترنهای گروه شده است. دکتر برک از شخصیتهای محبوب من است.
دکتر درک شپرد: متخصصی احساسی و توانمند که شناخت شخصیت و احساس واقعی اش با نمایش رفتار متناقضش سخت است. زندگی خصوصی اش از ابتدا با عشق به مردیت شروع شد که بعدها مشخص شد دارای همسر است و به خاطر اینکه همسرش به او خیانت کرده, ادیسون همسرش را ترک کرده است. ولی در عین حال که عاشق مردیت است برگههای طلاق دکتر ادیسون مونته گومری شپرد رو امضا نکرد تا با همسرش بماند.
دکتر میراندا بیلی: یک متخصص با جذبه سخت گیر که تمام انترنها از او حساب میبرند. دکتر بیلی بسیار باهوش و حواس جمع است و در تحلیل رفتار زیردستان توانمند است. وی در رابطه با همسرش بسیار وفادار . دکتر بیلی نیز از شخصیتها محبوب من در سریال است.
دکتر ادیسون مونته گومری شپرد: همسر دکتر شپرد که از آخر فصل اول وارد داستان شده و تا پایان فصل 3 نیز در سریال میماند. ادیسون به همسرش درک خیانت کرده و اکنون به دنبال ساخت زندگی است که توسط خودش خراب شده است. دکتر مونته گومری شپرد متخصص توانمند کودکان است. در پایان فصل سوم این متخصص برای راه اندازی یک کلینیک دیگر با تعدادی پزشک به لس آنجلس میرود که این موضوع دستمایه سریال دیگری با نام Private Practice قرار گرفته است.
دکتر مردیت گری: راوی قصه. پزشکی نسبتن با سواد که از همان ابتدا به دلیل رابطه با دکتر درک شپرد و موقعیت مادرش به عنوان یکی از مشهورترین جراحها, دارای موقعیت خوبی در میان سایر انترنها شد. مردیت بعد از قطع رابطه با درک به دلیلی بازگشت ادیسون دچار یک بحران عاطفی شدید شده است.
دکتر جرج اوملی: پزشکی ساده که از خانواده ای سطح پائین به این جمع پیوسته. جرج بسیار ساده, صادق بوده و در رابطه اش با دیگران متفاوت است. جرج محبوبترین شخصیت من در این سریال است.
دکتر کریستیان یانگ: تنها هدفش در زندگی تبدیل شدن به یک متخصص و جراح حرفه ای است و برای این هدف دست به هرکاری میزند. بسیار بی احساس, نامنظم و رک است. به هیچ وجه با بیمارانش احساس همدردی نمیکند و دارای شخصیت سردی است.
دکتر ایزی استیونس: برای تامین هزینههای دانشگاه مدل مجلات بوده و عکسهای برهنه انداخته است. ایزی دختریست با احساس که به سرعت با بیمارانش وارد یک رابطه عاطفی میشود. این دختر عاطفی با الکس و یکی از بیمارانش وارد یک رابطه میشود. شخصیت ساده و با احساس ایزی نیز از شخصیتهای دوست داشتنی سریال است.
دکتر الکس کرو: پزشکی نه چندان دوست داشتنی که ابتدا بسیار با سواد وانمود میکرد ولی مشخص میشود یکی از ضعیف ترین و بی سوادترین پزشکان است.الکس دارای شخصیتی چشم چران بوده و شیفته ایزی میشود. این شیفتگی در کنار حسادت موقعیتهای جالبی را خلق میکند.
و...
در مجموع شخصیت پردازی درخشان و خلق موقعیتهای دراماتیکی که عکسالعملها و اشتباهات انسانی را در آن به چالش بکشد از ویژگیهای این سریال است.
اگر به دنبال سریالی جذاب, انسانی و سرشار از موقعیتهای دراماتیک هستید آناتومیگری را از دست ندهید.
از خودم چه بگویم؟ بگذارید زمان قضاوت کند. در گردونهی سوگهای طنزآمیز زندگی، رسیدهام تا اینجا، به انتظار شوخیهایی که در راه هستند، با بود و نبود انسان...